قهرمان ميرزا عين السلطنه
1066
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اوضاع الموت حكايت الموت و آمدن فرج الله خان حاكم و شرارت آنها را هيچ ننوشتم . بخت بد مرا ملاحظه كنيد ، مواجب خودم را امسال از حضرت و الا حوالهء الموت گرفتم . به اميد اينكه زودتر و خوبتر برسد . محمد بيك را قبل از ورود شاه الموت روانه كردم . اسب كهرى كه تازه خريده بودم در راه از كوه پرت شد مرد . بعد از دو ماه سيصد تومان روانه كرد و الموت شلوغ شد . رعايا طهران به تظلم آمدند . فرج الله خان هم واهمه كرده آمد . تا اكنون گرفتار كشمكش آنها هستيم . ادعاهاى بيمعنى فرج الله خان و بعد حكايت خريد خالصه كه عمدهء مقصود آنها بود . محمد آنجا و من طهران بىپول . به هر جهت پس از زحمتهاى زياد و خوردن فرج الله خان شش قسم كلام الله ، صدراعظم دستخط سختى به مشير الدوله نوشته شش هفت نفر از اشرار آنها را گرفته در حضور فرج الله خان چوب زده و حبس كردند . دو روز است خدمت حضرت و الا آمده حسين خان حاكم شده بروند . حالا توسط آنها را مىكند كه از حبس ديوانخانهء عدليه خلاص كرده روانه كنيم . اين پدرسوختهها شيطان را استاد هستند . من انسان به شيطنت و تقلب الموتى نديدهام . عموم اجزاء ديوانخانه مىگويند تا حال اينطور عارض به ديوانخانه نيامده . حرّافى الموتى حرّافى و زبانآورى آنها مشهور است . يك پيرزن آنها از يك عالم فاضل بهتر حرف مىزند . در تكلم و اظهار مقاصد خود يگانه مىباشند . احدى با آنها برابرى نمىكند . من نمىدانم فرج الله خان چه نمره آدمى است كه دوازده سيزده سال است حكومت آنها را مىكند و حالا هم از عهدهء جميع آنها برآمد . تمام ادعاهاى آنها را رد كرد . مثلا از روزى كه فرج الله خان حاكم الموت شده بود تا حال كه سيزده سال است آنچه كاغذ به هر دهكده نوشته بود حاضر داشتند و اسناد خود مىدانستند و تمام را رد كرده همه پسنديدند . حالا تا حسين خان برود و محمد پول بياورد نمىدانم چه بايد كرد . بىپولى خزانه - فهرست خزانه هشت ماه از سال مىگذرد يك دينار نه از ولايات نه از خزانه به مردم مواجب داده نشده . سر همه بىكلاه است . آنچه هم تفاوت خرج و محل از ايام شاه شهيد به هم رسيده بود به مردم داده شد . دو سال ديگر به احدى مواجب نمىرسد . تقريبا دويست هزار تومان محل بود تماما بدون استحقاق مرحمت شد . خزانه پول نيست ، ولايات